خرید بک لینک

درباره سایت

مادیستا

آخرین مطالب

امکانات وب



پيدايش شهر از آغاز تا به امروز از عوامل متعددي تأثير پذيرفته است. عواملي چون « جهانبيني يا نحوه نگرش به جهان، شامل دين و مذهب، مسلك، فرق متفاوت اجتماعي و مذهبي، اقتصاد يا چگونگي تعريف مادي جهان، شامل نحوه توليد، توزيع و مصرف محصولات و رابطه آن با ساخت كالبدي و عامل محيط يا اقليم يا چگونگي تعريف زيست محيطي جهان، شامل آب و هوا، ناهمواريها و به طور كلي عناصر محيط زيست طبيعي » تأثيرات قابل توجهي بر كالبد شهرها داشتند.

سيماي كالبدي بسياري از شهرهاي قديمي ايران، چه در دوران قبل از اسلام و يا پس از آن، ارتباط مستقيمي با نحوه نگرش به جهان دارد. به عنوان نمونه مي توان از شكل دايرهاي و يا مربع برخي از شهرها در دوران قبل از اسلام و مركزيت مساجد جامع از دوران پس از اسلام ياد كرد. همچنين بايد از پديده « غارت ـ دفاع » به عنوان يك عامل اقتصادي نام برد كه در مكانيابي شهرها و ايجاد استحكامات به شيوههاي مختلف در آنها مؤثر بودهاند. درخصوص تأثير عامل سوم، يعني « محيط يا اقليم » پژوهشگران بسياري از جهان، شكلگيري تمدنهاي نخستين را ناشي از اين عامل مي دانند و معتقدند كه بدون وجود اين عامل، شكلگيري شهرها ممكن نبوده و نمي باشد. عليرغم پيشرفت تكنولوژي در ايجاد شرايط زيستي، مصنوعي هنوز هم كلام آخر را در سازماندهي فضايي اين عامل ميگويد (حبيبي 1375)

با توجه به تأثير عوامل سه گانه مذكور در كالبد شهرها، تغيير در نحوه نگرش به جهان، تغيير شرايط اقتصادي و اجتماعي و ميزان امنيت و حتي تغييرات محيطي مي تواند منجر به تغييراتي در كالبد شهرها شود. بر اين اساس، از هنگامي كه اولين شهر ايراني يعني « هگمتانه » شكل گرفت، تا زمان حاضر، شيوهها و سبكهاي مختلفي بر شهر و شهرسازي مسلط بوده كه در يك تقسيمبندي كلي مي توان اين سبكها را در سه دوره زماني قبل از اسلام، پس از اسلام و دوران معاصر، مورد بررسي قرار داد. اين شيوه ها و سبكها در دوران قبل از اسلام، سبك پارسي، ميان سبك پارسي ـ هلني و سبك پارتي را شامل مي شود. در دوران پس از اسلام، سبكهاي خراساني، رازي، آذري و مكتب اصفهان بر شهرسازي ايران حاكم بوده است. در دوران معاصر نيز سبك تهران قابل بررسي است، كه البته بنا به دلايل متعدد، عمدتاً در تهران باقي مانده و به شهرهاي ديگر كشور سرايت نكرده است (حبيبي، 1375).

هر يك از سبكهاي فوق الذكر در عصر يك يا چند حكومت به وجود آمد و تداوم يافت، لذا حتيالمقدور اين سبكها به تفكيك حكومتهاي هم عصر مورد بررسي قرار ميگيرد.

ميان سبك پارسي- هلني (قرن سوم ق.م.)
ميان سبك پارسي ـ هلني در شهرسازي ايران ، با امتزاج دو فلسفه و دو فرهنگ شكل گرفت. يكي فلسفه مبتني بر منشآ فرهنگي شكلگيري دولت، و ديگري مبتني بر منشآ مادي شكلگيري دولت. در فلسفه نخست كه ايراني بود، قدرت دولت الهي و آسماني به حساب مي آمد و حمايت مغان را به همراه داشت و لذا با دين زرتشت همراه بود. اما در فلسفه دوم قدرت دولتي ناشي از اقتداري محسوب ميشد كه بر مبناي « قرارداد اجتماعي » شكل گرفته و « زميني » مي باشد.

دولت سلوكي براي تحكيم خود و گسترانيدن سلطهاش بر سرزمينهاي مفتوحه ، بيش از 400 نو شهر در كنار قلاع نظامي ايجاد كرد كه مشهورترين آنها شهر « صددروازه » حدود دامغان امروزي بود. شهرهاي پارسي ـ هلني براساس نزديكي به راههاي اصلي ، نزديكي به قلاع نظامي يا شهرهاي قديمي و با توجه به اهميت سوقالجيشي مكانيابي شده بودند. نوشهرهاي اين دوره با توجه به ريشه يوناني ، مركز عمده دادوستد و تجارت، و با توجه به ريشه پارسي به گسترش روابط بازرگاني و صنعتي با روستاهاي تحت نفوذ ميپرداختند و شهر به مجموعه قلعه شهر و روستاهاي به هم پيوسته اطلاق ميشد.

سازمان فضايي ـ كالبدي نوشهرهاي سبك پارسي ـ هلني ، مانند طرح عهد كلاسيك ، هيپوداموس و شبكه معابر شطرنجي و با مقياس انساني بوده است. ميدان مانند « آگورا » مركز مبادلات فرهنگي ، تجاري و اداري و تجليگاه كالبدي دو فلسفه يوناني و ايراني محسوب مي گشت.

شهر سبك پارسي ـ هلني مانند شهر پارسي و دولت شهر يوناني ، مركز استقرار طبقات ممتاز اجتماعي بود و تنها شهروندان همراه شده با دولت سلوكي و اشرافيت يوناني و بومي نزديك آنان در شهرها ساكن مي شدند و ساير مردم در نقاط زيستي اطراف شهر سكونت داشتند.

سازمان فضايي ـ كالبدي شار در سبك پارسي ، شامل دژ حكومتي ، شار مياني و شار بيروني بوده است. دژ حكومتي ، مجموعهاي مركب از كاخها، معابد ، ايوانها، تأسيسات نظامي و اداري و انبارهاي آذوقه و ذخاير را شامل مي شد. اين دژ با ديوارهاي سنگين محافظت مي گشت و در مهمترين نقاط سوقالجيشي شهر قرار داشت. در صورت نبود عوارض طبيعي، تپههاي مصنوعي براي استقرار چنين دژي برپا مي گرديد. شار مياني ، مجموعه محلاتي بود كه براي استقرار طبقات ممتاز در نظر گرفته مي شد و خانه هايي نسبتاً مشابه را در بر مي گرفت، كه در ميان آنها بازاري وجود داشت . مجموعه شار مياني در ميان ديواري مستحكم محصور بود كه دروازههايي براي ورود و خروج به آن ايجاد شده است. شار بيروني مجموعه اي مركب از محلات و خانه ها ، بازارها ، باغات و مزارع پراكنده در سطحي وسيع را شامل مي شد و معمولاً توسط يك حصار طبيعي مانند كوه، تپه، رودخانه، جنگل و امثال آن از محيط بيروني تفكيك مي گشت. شار بيروني در سبك پارسي، شبيه روستاهاي بزرگ كنوني، قابل تصور است و اكثريت جامعه شهري در آن زندگي ميكردند.


سبك پارسي در دوران هخامنشي به اوج خود رسيد. حكومت هخامنشي پس از فتح بابل، با شهرهاي پر رونق بينالنهرين مواجه گشت و روابط تجاري خود را با اقصي نقاط جهان برقرار كرد. در اين دوران روابط « كالا با كالا» جاي خود را به روابط « كالا ـ پول ـ كالا » و سپس « پول ـ كالاـ پول » داد و براي نخستين بار، شار پارسي، مركزي براي استقرار چنين رابطهاي شد. شار نظامي ـ كشاورزي دوران ماد جاي خود را به شار نظامي ـ بازرگاني پارسي در مرزها، و شار بازرگاني ـ كشاورزي در سرزمينهاي مياني واگذاشت. در اين دوره است كه « بازار » در شهر متولد شد و « جامعه شهري » به معناي اخص كلمه معنا يافت. شار پارسي در اين دوره ، علاوه بر « شهر ـ معبد » ، « شهرـ بازار » نيز بود.

سبكهاي شهرسازي در دوران قبل از اسلام

تمدن ايران قبل از اسلام با دو سبك عمده پارسي و پارتي و يك ميان سبك پارسي ـ هلني، شهرها را شكل داد.

شيوه پارسي از قرن نهم ق . م. با ساخت اولين شار « مادي »، يعني هگمتانه كه خود از شهرـ تپههاي بين النهرين (زيگورات) آغاز شد. و با شكوفايي شارهاي پارسي همچون شوش، استخر و پاسارگاد به اوج خود رسيد. پايان اين شيوه از استقرار انساني با حمله اسكندر مقدوني (قرن سومق .م.) مقارن بود. ميان شيوه « پارسي ـ هلني » در دوران اسكندر مقدوني بر شهرسازي ايران حاكم شد. در اين دوران شهرهايي بنا گشت كه هم بنيانهاي شهرسازي يوناني (شهرـ دولت) و هم بنيانهاي شهرسازي ايراني (شهرـ قدرت) را با خود به همراه دارد. در واقع در اين دوران نوعي نگرش التقاطي در شهرسازي ظاهر شد كه عمر آن كمتر از يك قرن بود. شيوه پارتي از ستيز براي استيلاي مفاهيم و معاني زيست بومي به وجود آمد. اين شيوه نخست با بياني ساده آغاز شد و شهرهايي چون « نسا » در ماورالنهر و « فيروزآباد » در فارس را شكل داد اما با گذشت زمان سازمان فضايي ـ كالبدي پيچيده در قرن هفتم ميلادي در آن متجلي گشت.



سبك پارتي (قرون سوم ق، م، تا قرن هفتم ميلادي)

حكومت اشكاني با بهره گيري از حكومت سلوكي موفق شد با تفاهم دودمانهاي مختلف، دولت متمركز، قدرتمند و قاهري را براي اولين و آخرين بار در تاريخ ايران تشكيل دهد تا بدين نحو بتواند بازرگاني و تجارت را رونق دهد و شهرنشيني و شهرگرايي شتاب گيرد. اشكانيان با ادغام و تلفيق شهرـ دولتهاي پارسي ـ هلني با نقاط مسكوني اطراف آن و حذف نابرابريهاي اجتماعي ـ فرهنگي و اقتصادي بين شهر و روستا و الغاي خودفرماني شهر ـ دولتها حتيالمقدور مفاهيم يوناني را از بين بردند و به مفاهيم بومي و سرزميني ـ به خصوص شيوه پارسي ـ در همه ابعاد زيست و توليد و به روز كردن آنها بازگشتند و اين بازگشت منجر به نحوه استقرار و زيستي شد كه ميتوان از آن تحت عنوان «سبك پارتي» ياد كرد.

در اين سبك روستا و شهر در تقابل با يكديگر قرار نداشتند و مانند سبك پارسي، اين دو سكونتگاه مكمل يكديگر بودند. شهر در عين اينكه مركز مبادله و صنعت است به توليد كشاورزي نيز ميپردازد و روستا در امر بازرگاني و صنعت سهم مهمي داشت. در واقع شار نه به معناي اخص كلمه ، بلكه در سرزميني فراتر از شهر و در ارتباط دو سويه با روستا معناي خود را مييافت.




دولت اشكاني با تخريب سازمان كالبدي دولت سلوكي ، مظهر آن يعني « شهر پارسي ـ هلني» را نيز دگرگون كرد. شهر را با محيط اطرافش ادغام نمود و نظم خودانگيخته محيطي را بر نظم منطقي و برنامهاي تحميل كرد. براي نخستين بار در اين دوره شهر دايرهاي شكل گرفت و شهرهايي چون «نسا» و « فيروزآباد» متولد شدند. شار سبك پارتي ، مانند شار سبك پارسي، داراي تقسيماتي چون دژ حكومتي ، شار مياني و شار بيروني بود كه مفاهيم نسبتاً يكساني با اجزاي شهر پارسي داشت.

مفاهيم سبك پارتي در دوران ساسانيان تكامل يافتند و پيچيدهتر شدند. ظهور دولت ساساني، كه اولين حركت جامعه شهري براي رسيدن به قدرت بود. ضربههاي عمده را بر شيوههاي توليد و زيست دودماني و ايلي وارد ساخت و اشرافيت دودماني عملاً از طبقات اجتماعي حذف شد و در مقابل نظام كاستي حاكم گشت. شهر همچنان مكان استقرار طبقات برتر اجتماعي مانند مؤبدان و مغان، جنگاوران و سپاهان ، دبيران و پزشكان و دهقانان بود و طيف عظيم مردم چون پيشهوران ، بازرگانان ، صاحبان حرف و امثال آنان در خارج از چهارچوب اين طبقات واقع بودند و به تبع آن در خارج از ديوارهاي شار زندگي ميكردند.

شار ساساني ، همچون شار پارسي در دولت هخامنشي ، بر مبناي باورهاي ديني و متأثر از مقوله جهانبيني ساخته ميشد. شهر معمولاً به حصاري ختم ميگرديد كه چهار دروازه به چهار سوي عالم داشته باشد، كه خود يادآور جهات اربعه و عناصر اربعه بود. شار ساساني به شكل شطرنج و گاهي به شكل جانوران ساخته مي شد. به عنوان مثال، شهر شوش مانند باز، و شوشتر مانند اسب، طراحي شده بود. سازمان فضايي ـ كالبدي شار ساساني در سبك پارتي مانند شار اشكاني بود و دژ حكومتي ، شار مياني و شار بيروني را شامل ميشد، كه شار بيروني محل استقرار مردمي بود كه در چهار طبقه ممتاز ساساني جاي نمي گرفتند و در دولت ساساني نقشي نداشتند. اما نكته قابل توجه درخصوص ريختشناسي شهرهاي ساساني، برجسته شدن نقش بازار و ميدان بود. عنصر بازار، در مقياسي كه اكنون از آن داريم، كالبد پيدا ميكرد و شكل دهندهء محلات و ستون فقرات شهر بود. ميدان نيز مكاني بود كه بازارها بدان منتهي ميشد و محل بررسي اعلام فرمانهاي دولت بود، كه البته نقشي متفاوت با « آگورا » و « فوروم » داشت. « فوروم » در رم و « آگورا» در آتن مياديني بوده اند كه نقش غالب آنها اجتماعي ، فرهنگي و تفريحي بوده است. در اين ميادين مردم به دور يكديگر جمع مي شدند و جشنها و مسابقات متعددي را بر پا ميكردند.

برچسب: سبکهای شهرسازی در ایران,سبکهای شهرسازی در ایران دوران اسلامی,سبکهای شهرسازی ایران, نویسنده: نیکان نظری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 12:50

صفحه بندی